![]() |
![]() |
|
| آموزش های مفید برای اعضا |
|
حتما با اسم آقای (احمد حلت) سردبیر مجله ی موفقیت آشنایی دارید،نمی دونم تا حالا به کنفرانس های ایشون رفته اید یا نه.اما من می خوام یکی از کنفرانس های ایشونو که درباره ی موفقیت شغلی بود براتون توضیح بدم: آقای حلت:دوستان و یاران صمیمی....حالتون چطوره؟ مردم:(در حالیکه با زور دستاشونو به هم می کوبن):عالیه..........یعنی دیگه ما خیلی تحت تاثیر کنفرانسیم. آقای حلت:دوستان....من می خوام امروز یک نمونه ی بارز یک انسانی رو که کار نداشته اما با خلاقیت خودش تونسته کار و بارش بگیره رو بهتون معرفی کنم.....این شما و این (علی واکسی.......) علی واکسی روی صحنه میاد با یه( جعبه ای شبیه جعبه ی گیتار) با (کراوات )و (موهای ژل زده )و (تر و تمیز.) آقای حلت:ببینید دوستان......این شخص کار نداشته.اما خلاقیت به خرج داده، و از طریق اینترنت هر کس بخواد بهش ایمیل میزنه ،میره کفششو واکس میزنه........توجه کنید.......رمز موفقیت این فردو.....خوب....آقای علی واکسی در جعبه تونو باز میکنید ما ببینیم ؟؟ علی واکسی(در جعبه را باز میکنه): صدای آهنگ دیوونه دیوونه ی منصور به گوش میرسه....که وقتی برای مردم واکس میزنه مردم حوصلشون سر نره. مردم ذوق میکنن و دست میزنن........ما هم مثل بقیه ذوق میکنیم......... آقای حلت:دوستان....شما باید خلاقیت خودتونو به کار بندازید......اگه بیکارید ،برین یه جا بگید یه سال من براتون (مجانی) کار میکنم....برید مجانی کار کنید........روز اول بهتون فوت و فن رو یاد ندن.....روز دوم یاد ندن..بالاخره که یاد میدن.........!! آقای حلت:دوستان..حالتون چطوره؟؟ مردم: عالییییییییییییییییییییییییه !!!!!!!!!!! ----------------------------------یک ماه بعد----------------------------------------------------------------- بچه مثبت: (ساعت ۱۱ صبح) الو....مجله ی موفقیت؟؟ سلام.ببخشید میتونم چند دقیقه با آقای حلت صحبت کنم؟ منشی: نه عزیزم......ایشون دیگه مشاوره نمی کنن. چی کارشون دارید؟ بچه مثبت:من یه کار واجبی دارم...می خوام با خودشون حرف بزنم.....به نفعشونه. منشی:اگه کارتون خیلی واجبه،عصر ساعت ۵ تماس بگیرید. بچه مثبت: (ساعت ۵).........الو میشه باهاشون صحبت کنم.خودتون گفتید ساعت ۵ تماس بگیرم. منشی:من وصل میکنم.اما خانم.فقط ۱ دقیقه ها..بیشتر نشه.....ایشون تو جلسه اند.( البته از همون جلسه ها!) بچه مثبت:الو آقای حلت؟سلام.خوب هستید؟ آقای حلت:سلام عزیزم.بگو قربونت برم.من تو جلسم ،زیاد نمی تونم حرف بزنم(خانم اون درو ببند..) بچه مثبت:ببخشید شما تو یکی از کنفرانساتون گفتید که اگه ما کار نداشتیم بریم یه جا مجانی کار کنیم تا فوت و فنو یاد بگیریم.با این حساب،من میتونم بیام تو (دفتر مجله ی موفقیت )براتون مجانی کار کنم؟ آقای حلت(در حالیکه جا خورده ولی به روی خودش نمیآره): قربونت برم عزیزم. این نظر لطفته که می خوای برای ما این کارو بکنی.خوب برو دفتر (فلان جامون) اونجا فرم پر کن.ما هر چند وقت یک بار استخدام داریم. بچه مثبت:ببخشید.برای مجانی کار کردن هم باید فرم پر کنم؟؟!!! آقای حلت:خوووووب......ا......نه.......اونجوری که نمیشه.......خوب..........ببین من تو جلسم عزیزم..... حالا شما برو فرمو پر کن......... بچه مثبت: ممنون..... خیلی لطف کردین واقعا.(حالا شما حالتون چطوره؟؟) . نوشته شده در تاریخ ۱/۲/۸۶ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 21:42 توسط بچه مثبت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| پیوندها |
|
مازیار ناظمی علی زندی فر مهرداد صادقی منصوری زاده حمید محمدی پیمان ضد مدرسه خواندنی ها photoblog کیک شکلاتی |
|
RSS
|